تبليغاتX
حرفی برای گفتن

چهارشنبه 3 تیر1388

آیا میر حسین مارتین لوتر ایران می شود ؟

اگر مارتین لوتر  در قرون وسطی ، توانست با عقاید خود سطله مطلقه پاپ و کلیسای رم را پایان ببخشد و خط بطلانی بر  عقاید خرافی و مردم سیتز زر و زور و تزویر کلیسا بکشد ، به این دلیل بود که خود از متن و هسته کلیسا بر خاسته بود و کلامش بر مردم دیندار نافذ . میر حسین نیز پس از بیست سال از لاک سکوت خود خارج شده و برای اولین بار به عنوان یکی از نیر و های درون حاکمیت با مقابله سخنان رهبری برخاسته است . حال سوال اینست که آیا او با شکست تابوی رهبری در جمهوری ولایت مطلقه فقیه  می تواند مارتین لوتر ایران باشد ؟

در 10:47 |     • 

چهارشنبه 3 تیر1388

امام خامنه ای ! در 22 خرداد 88

من دولت تعیین می کنم ! من تو دهن این ملت می زنم ! من دولت تعیین می کنم ! من به پشتیبانی این دولت ، دولت تعیین می کنم . من به واسطه اینکه دولت مرا قبول دارد... (ابراز احساسات شدید دولت و قطع جملات امام  ) این آقا( موسوی )  که خودش هم خودش را قبول ندارد ،  رفقایش هم قبولش ندارند ،  دولت هم قبولش ندارد سپاه هم قبولش ندارد  ،  فقط آمریکا از این پشتیبانی کرده و فرستاده به ملت دستور داده که از این پشتیبانی بکنید  ، انگلیس هم از این پشتیبانی کرده و گفته است که باید از این پشتیبانی بکنید ...
ما تاهستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا کنند ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و ظلم های سابق . ما نخواهیم گذاشت که موسوی برگردد . اینها می خواهند او را برگردانند . بیدار باشید نقشه دارند می کشند   ....
و من باید یک نصیحت به سپاه بکنم و یک تشکر از یک ارکان سپاه ، یک قشر هایی از سپاه . اما آن نصیحتی که می کنم این است که ما می خواهیم که شما مستقل باشید ، ما داریم زحمت می کشیم ، ما خون دادیم ، ما جوان دادیم ، ماحیثیت و آبرو دادیم ، مشایخ ما حبس رفتند ، زجر کشیدند ، می خواهیم که سپاه ما مستقل با شد . آقای سردار شما نمی خواهید ، آقای سرلشکر شما نمی خواهید مستقل باشید ؟ شما می خواهید نوکر باشید؟  من به شما نصیحت می کنم که بیایید در آغوش دولت همان که دولت می گوید بگویید ...

در 9:23 |     • 

دوشنبه 1 تیر1388

تهران ! شهر بی دفاع

فکر می کنم همین عنوان کافی باشد برای جنایتی که در روز ۳۰ خرداد در تهران اتفاق افتاد .
در 8:6 |     • 

پنجشنبه 28 خرداد1388

سنگ ها را بسته اند و سگ ها را رها کرده اند !

پس از کودتای 22 خردادوضعیت اطلاع رسانی و جابجائی اخبار حوادث افتضاح شده است . سایت های تویتر ، فیس بوک و فیلیکر فیلتر شده اند . همچنین سایت های خبری طرفدار اصلاحات . فیلتر شکن ها هم به سختی جواب می دهند  چرا که پس از تنها یکی دو روز خود فیلتر می شوند . اس ام اس ها قطع شده است و سرعت اینتر نت برای جلوگیری از ارسال ویدئو های حوادث به شدت کم شده است . روزنامه های طرفدار اصلاحات تحت شدید ترین فشارهای رژیم قرار دارند و مطالبشان تنها پس از باز بینی دادستانی برای چاپ می رود . سایت بلاکفا هم با مشکل مواجه شده و بنده برای پست کردن مطالبم هزار راه را امتحان کرده ام تا توانسته ام همین چند سطر را بنویسم . صدا و سیمای رژیم ، ساز خود را می زند و انکار نه انکار که در این مملکت میلیون ها نفر در سراسر کشور در درگیر های خیابانی مشغولند و تعدادی نیز کشته شه اند . یک جو امنیتی وحشتناک بر جامعه و به خصوص ادارات دولتی حاکم شده است و آدم ها برای زدن حرف دلشان در گوشی و در لفافه با هم صحبت می کنند . خلاصه مطلب اینکه به تمام معنا سنگ ها را بسته اند و سگ ها را ول کرده اند وسط خیابان .

 

در 8:12 |     • 

دوشنبه 25 خرداد1388

محمود پینوشه نژاد !!!

نمی دانم چه بگویم . بعد از گذشت سه روز از 22 خرداد که ننگین ترین روز در تاریخ سه هزار ساله ایران نام گرفته هنوز در شوک هستم . اعصابم از دیدن تصاویر ضرب و شتم مردم داغان شده است . حوصله نوشتن و کار کردن و حتی زندگی کردن هم ندارم . این روحیه را از صورت تک تک آدم های شهر هم می شود فهمید . انکار همه منتظر یک منجی هستند که از غیب بیاد و ریشه و بنیاد این ظلم و جور را بکند . می خواهم از همه هموطنان داخل و خارج خواهش کنم که میر حسین عزیز را تنها نگذارند . باور کنید اگر تا یک هفته دیگر نا آرامی ها ادامه پیدا کند کودتا چیان سر تعظیم به روی ملت ایران فرود می آورند . فقط ناامید نشوید و نا امید نشوید . اجازه ندهید پینوشه ایران سرزمین مان را گروکان بگیرد و شیلی خود کند . بهترین راه هم مبارزه منفی است . به الله اکبرتان در شب ها ادامه دهید . در محل کار بی تفاوت باشید . بازاریان برای یک هفته بازار را تعطیل کنند و یا دیر بروند و زود بیایند . تا آنجا که ممکن است مردم را از اوضاع شهرتان و شهرهای دیگر با خبر کنید . با همدیگر همراه شوید همراه
در 13:52 |     • 

چهارشنبه 20 خرداد1388

آمار واجدین شرایط در انتخابات 22 خرداد ، عدد سازی یا واقعیت

وزارت کشور ، مرکزآمار ایران و سازمان ثبت احوال با یک تبانی آشکار تعداد واجدین شرایط برای شرکت در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری را ۴۶ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر اعلام کردند .درحالیکه این رقم در تناقض کامل با نتایج سرشماری نفوس و مسکن آبانماه سال ۱۳۸۵ می باشد . بر اساس جدول زیر که از سایت مرکز آمار ایران برداشته شده است ، بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ تعداد جمعیت ۱۵ ساله به بالا در کشور در حدود ۵۲ و میلیون ۸۰۰ هزار نفر می باشد . که با گذشت حدود سه سال ، این جمعیت بیانگر جمعیت بالای ۱۸  ساله در کشور می باشد . حال اگر جمعیت یک میلیونی  اتباع خارجی و نرخ سالانه شش در هزار مرک و میر از این تعداد کم گردد . ما به جمعیت ۵۱ میلون واجد شرایط خواهیم رسید . به نظر شما این حضرات چه خوابی برای این مابه التفاوت ۵ میلیونی دیده اند ؟

در 13:7 |     • 

چهارشنبه 20 خرداد1388

اس ام اس های انتخاباتی (4)

  • شبی که چشم هر عاقل سند بود / یکی قتنون جنگل را بلد بو د
    ادب این سو ، خرد این سو ، در آن سوی / خری جو خورده در حال لگد بود
  • سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد : آمار دقیق ایرانیان مبتلا به آنفولانزای خری پس از شمارش آرای احمدی نژاد اعلام خواهد شد .
  • ای هم وطن شریف ای یار عزیز / اخلاق به پای جنگ بیهوده نریز
    تاکید به "چیز " می کند سید ما / چون شخص مقابلش بود " بی همه چیز"
  • احمدی نژاد چهار سال بعد : آقای خامنه ای ! من به شما علاقه مند م ، نزنید این حرف ها رو ! این مدرک اجتهاد شماست : بگم چه جوری آیت الله شدی ؟ بگم ؟ بگم ؟
  • در این جمهوری ملا مداری / دروغ و روضه و مردم سوار
    میان شیخ و سردار و بسیجی / کمانم موسوی مردیست کاری
  • بچه ها این نقشه جغرافیاست ، اینکه شکا گربه است ایران ماست ، گربه اکنون خیس و باران دیده است ، بس که محمود روی آن شاشیده است ، پس بیا فکری نما بهر نجات ، تا نریند بیش از این احمد نژاد
  • گرگها خوب بدانند در این ایل غریب ، گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز ، گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند ، توی گهواره چوبی پسری هست هنوز ، آب اگر نیست نترسید که در قافله مان ، دل دریایی و چشمان تری هست هنوز  " زهرا رهنورد "
  • احمدی نژاد : در زمان دولت ما ، دوران بارداری از ۹ ماه به ۵ ماه رسید !!! سندش هم در وزارت بهداشت دست کامی کوچیکس !
  • و اذا تولدی احمدی نجاتی هنا که الخنده النیم ساعه ، همانا ما احمدی نژاد را که آفریدیم خودمان نیم ساعت خندیدیم .
  • شاید این جمعه برود ................شاید !!
در 9:22 |     • 

سه شنبه 19 خرداد1388

اس ام اس های انتخاباتی (3)

  • تقابل نجابت با پرخاشگری ، صداقت با دروغ ، پایبندی با قانون گریزی ، شکیبائی با دستپاچگی ، انتقاد مستقیم با حاشیه روی و واقع گرائی با خیال بافی  درود بر مرد صداقت و آگاهی میر حسین موسوی
  • میر حسین ندارد : شعارهای آبکی ، وعده های کشککی ، وزیر پولکی ، معاون مدرکی ، مشاور قرتکی ، سیاست چپکی ، عدالت سهمکی ، اقتصاد پفکی ، بانک های قلکی ، ریای گول زنکی ، حرف های خاله زنکی ، رفتارهای کودکی ، لبخند های زورکی ، طرح های عصا قورتکی .
  • بعد از مناظره با موسوی یک هاله زرد رنگ در اطراف شلوار احمدی نژاد پیدا شد .
  • مهدی کروبی اعلام کرد : اگر احمدی نژاد در موقع مناظره بخواهد عکس عیال بنده رو نشون بده من هم عکس ننه اش را رو می کنم .
  • ۲۲ خرداد روز غلبه " چیز " بر " بی چیز " است .
  • اتش شد و صحنه را فقط دود گرفت / هر چند ز "میر " نرمی وجود گرفت
    "محمود" که با مناظره دام نهاد / دیدی که چگونه دام محمود گرفت
  • مدارک همسرتان را در سطل آشغال نریزید چون روزی رفتگری آنرا پیدا می کند و وقتی رئیس جمهور شد آنرا بر علیه شما نشان می دهد .
  • وطن سرشار از درد است ، بر خیز / وطن محتاج یک مرد است بر خیز
    در این خیزش بیا با موسوی باش / چرا ، چون بی هماورد است ، برخیز
  • سخت ترین کار دنیا محکوم کردن یک احمق است !!   " وینستون چرچیل "
  • واحد مرکزی خبر لحظاتی پیش خبر داد به دنبال دروغ های محمود گوبلز سقف استودیوی شبکه فرو ریخت .
در 11:56 |     • 

دوشنبه 18 خرداد1388

داماد گـُه دهن و افشای اسرار شب حجله

مطمئن هستم تا امشب هموطنان عزیز از سریال های پر بیننده تلویزونی مناظره های تبلیغاتی لذت وافر برده اند . در این میان مناظره هائی که با حضور محمود احمد نژاد بوده بیشتر به منازعه و تهمت و افترا به غایبین در جلسه و خود شیفتگی و خود محوری و لاس زدن با باصطلاح پرونده های فساد مالی و اداری رقبا از طرف محمود همراه بوده و طبیعتا قند را در ما تحت طرفداران ایشان ذوب کرده است . که ببینید چه شجاعتی دارد طرف و چه شهامتی که اینگونه افشا می کند . اتهاماتی که نزدیک به بیست سال است به افراد زده می شود و لی هیچگاه در دستگاه قضائی مطرح هم نشده است چه برسد به اثبات . که اگر مدرکی داشت همان سال اول در دستگاه قضا مطرح کرده بود با آن روحیه تهاجمیش و نه در ماه های پایانی و موقع انتخابات .  یکی هم نیست به این مردک حالی کند که " آهای داماد گٌه دهن ! اسرار حجله را پیش خانواده عروس باز گو نمی کنند ".

در 10:21 |     • 

دوشنبه 18 خرداد1388

اس ام اس های انتخاباتی (2)

  • آیا می دانستید محمود واقعا به کل ایران ریده است ؟ با سفر محمود به تمام استان ها و اکثر شهر ها و روستاهای کشور و قضای حاجت ایشان در هر شهر و روستا ... پس می بیند که محمود واقعا به کل این کشور ریده است .
  • سبز یعنی با عدالت همنشین / در عمل نه با هیاهو اینچنین
    سبز یعنی زندگی معنوی  / سبز یعنی میر حسین موسوی
  • احمدی نژاد می خواهد در همه چیز اولین باشد . با رای به موسوی او را اولین رئیس جمهور یکدوره ای ایران کنید .
  • چنین گفت کوروش به محمود مشنگ / که ای چشم و ابرو و کاپشن قشنگ
    که از شرم گفتار و کردار تو / جهان بر همه پارسیان گشته تنگ
  • آقا فرمود : در سال اصلاح الگوی مصرف بهترین رئیس جمهور همین بی مصرف است .
  • سه محمود بر خاک ما تاختند / به تخریب این ملک پرداختند
    یکی بود از غزنه ترکی عجیب / که داد او خدای سخن را فریب
    دوم بود محمود افغان تبار / که سرها برید و بکردش منار
    سوم شخص محمودی از گرمسار / که از حرف و کارش شدم شرمسار
  • آنان که به حق قافیه را باخته اند / بر پرچم سبز موسوی تاخته اند
    ترسند که سبزی صداقت امروز / بر باد دهد هرچه ریا ساخته اند
  • من دغدغه دارم که اینروزها در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن سهم کسانی است نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند . میر حسین موسوی
  • " اخراجی های ۳" اکران از ۲۳ خرداد ۸۸ در سراسر ایران با شرکت : محمود احمدی نژاد . چارلز غلامحسین الهام . فاصمه رجبی . علی کردان و ....  کارگردان : مردم ایران
  • امروز احمدی نژاد آمده بود شهریار . هنگام عبور پیرز نی از میان جمعیت فریاد زد : اوسگل ! اوسگل ! احمدی نژاد شنید و ایستاد و گفت : ببینید کیست مرا با نام کنعانیم صدا میکند . 
در 9:45 |     • 

یکشنبه 17 خرداد1388

اس ام اس های ا نتخاباتی(1)

  • با رای به موسوی : صداقت آری دروغ . شفافیت آری آمار غلط نه . تامین اجنماعی آری گدا پروری نه . عزت ملی آری ماجراجوئی نه . شایسته سالاری آری با جناق سالاری نه . صاحب سرمایه و سواد آری وزیر میلیاردی و مدرک جعلی نه .
  • بنی آدم از ابلاهان بدترند / اگرکه به محمود روی آورند
    چه عضوی توانسته در روزگار / بریند به کشور چنین آشکار
    دم انتخابات ز الطاف یار / حقوق رفته بالا چه قدر صد هزار
    معلم شده تاج سر صد عجب / جواهر شده کارگر صد عجب
    برای رضای خداوندگار / سفر های دولت شده بی شمار
    گمان کرده اند مردم ما خرند / که با سیب زمینی رای می خرند
  • احمدی نژاد پر کار ترین رئیس جمهور دنیا !!!! با : ۳۰۰۰ملاقات کار ی - ۶۰ سفر استانی - ۶۵ سفر خارجی - بازدید از ۳۲ کشور - ۱۲۰ دیدار با دانشجویان - ۱۰۰۰ سخنرانی  ..... نتیجه : هیچ
  • ما بصیجیان و دوکتورحا به اهمدی نجاد رعی میدهیم . رعیص صطاد عنطخابات اهمدی نجاد در طحران ( علی کردان فارق الطحصیل آکصفورت)
  • کسانی که محمود را می خواهند مثل قطار شهر بازی میمونند که از بودن با اون خوشحالند ولی با او به هیچ کجا نمی رسند .
  • ستاد انتخابات کشور اعلام کرد : در برگه های رای نوشتن کلمات میمون - بوزینه - وطن فروش - بی شرف - پدر سگ - بی ناموس و ... به نفع احمدی نژاد شمارش خواهد شد .
  • ماشینی که داره به ته دره سقوط می کنه را رانند ه شو عوض نمی کنن (ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد )
  • میر آمد و میر آمد / از نسل امیر آمد
    در سلسله اصلاح / شایسته وزیر آمد
    ایران که همه درد است / محتاج یکی مرد است
    آن درد نشان آمد / آن مرد دلیر آمد
    سر د است همه دلها / خشم است همه جانها
    در عالم بی ابری / باران به کویر آمد
  • هر چند که ۲۰ سال دیر آمده است / در بیشه انتخاب شیر آمده است
    گر سید ما برفت از عرصه برون / برخیز برادرم که میر آمد است
  • کاندوم سمبل احمدی نژاد شد !!! چون اجازه تورم میده تولید را متوقف می کنه نسل آینده را نابود می کنه در عین حالیکه  شما احساس امنیت می کنید غافل از اینکه شما در حال گائیده شدن هستید .
  • کشتی در گل نشسته ناخدا را بایدش / تا برون آرد زگل قبل از شکستن ناخدا
    نا خدای با خدا ابن نبی / نام او باشد برادر میر حسین موسوی


در 13:9 |     • 

یکشنبه 17 خرداد1388

شعبان بی مخ 88

در 9:8 |     • 

یکشنبه 3 خرداد1388

حضور سبز

دیروز به میتینگ انتخاباتی میر حسین رفته بودم . ساعت شش از خانه حرکت کردم و به دلیل ترافیک سنگین در مسیر فقط یک ربع آخر سخنرانی را رسیدم . نمی توانم شور و حال جوانان و حتی افراد مسن را وصف کنم . این شور و اشتیاق را تنها در ۲ خرداد سال ۷۶ و ۸ آذر همان سال یعنی روز راهیابی ایران به جام جهانی دیده بودم . برای من که از سال های  پس از انتخابات  ۷۶ از صحنه گردهمایی ها دور بودم شعارهای جوانان برایم جالب بود :

"سید بیا که محمو د بیچاره کرده ما را  "    و     " آزادی اندیشه با محمودی(۱ ) نمی شه"   از جمله شعارهای دیروز بود . دلم می خواست میر حسین در جواب این همه شوق و اشتیاق جوانان عنوان می کرد که برای گرفتن مطالبات باید صبر داشت و یک شبه نمی توان کاری کرد که متاسفانه در این مورد چیزی نگفت . ولی بد نیست مشاوران ایشان با درس از تجربه دوران خاتمی به ایشان تذکر می دادند که سطح مطالبات مردم را بی جهت بالا نبرد و به آنها درس تحمل و صبر و حوصله بیاموزد.

(۱) "ی" محمودی در واقع "ی" تصغیر است که در برخی لهجه ها به منظور کوچک کردن فرد به آخر نام  آنها استفاده می شود .

در 9:47 |     • 

شنبه 2 خرداد1388

رای ندادن یعنی رای به احمدی نژاد

    آقا من برخلاف دوره قبل ریاست جمهوری که همه را به رای ندادن تشویق کردم این بار به شدت تشویق می کنم خلق اله را به رای دادن به هر کسی به غیر از احمدی نژاد . این تفکر هم که فرقی بین احمدی نژاد و موسوی و کروبی و ... نیست و اساسا رئیس جمهور یک تدارکات چی دفتر ولی فقیه هست را قبول ندارم چرا که این تفکر درست همان چیزیست که قدرت حاکمه ترویج می کند برای عدم مشارکت حداکثری مردم در انتخابات و انتخاب مجدد احمدی نژاد . از بین کاندیدای موجود هم میر حسین را مناسب می بینیم برای ریاست جمهوری که بیشتر مشکلات امروز ایران را در ریشه های فرهنگی می بیند و از زاویه هنر به سیاست و اقتصاد و جامعه نگاه می کند و به خرد جمعی احترام می گذارد و به کرامت انسانی توجه دارد و تصمیمات هیجانی و یک شبه نمی گیرد و عدالت گستر و مهرورز !!! نیست و گوش وزیر و وکیلش را نمی گیرد و بپیچاند و آنها را از لوله آب عبور نمی دهد وبه تئوری های اقتصادی اعتقاد دارد و قطعنامه های سازمان ملل را کاغذ پاره نمی خواند و پول نفت را بر سر سفره های مردم نمی آورد .

 گذشته او هم برایم مهم نیست و حتی میزان ارادتش به آقای خمینی و خامنه ای (که مطمئن هستم در باطن ارادتی ندارد) . ملاک از نظر من حال او کردار گفتار و رفتار اوست . با وجودی که کاریزمای خاتمی را ندارد و حتی شجاعت کروبی را . همانند دوره هشت ساله خاتمی هم از او انتظارات فرا قانونی و متافیزیکی ندارم و می دانم که ممکن است در برابر ولی فقیه کار چندانی از پیش نبرد . از تجربه سال های اصلاحات هم به خوبی یاد گرفته ام که اصلاحات یک شبه و یک ماهه و یک ساله و چهار ساله و هشت ساله اتفاق نمی افتد و ممکن است راهی نیم قرنی و بلکه صد ساله را طلب کند. مهم این است که در مسیر اصلاح باشیم و با انتظارات بی جا مسیر هشت ساله آمده را یک شبه عقب کرد نکنیم . پس تا میر حسین یک یا حسین !

در 11:11 |     • 

شنبه 5 اردیبهشت1388

کرامت ایرانی کیلوئی چند ؟

من هنوز از نوشتن حاشیه های سفر پر مخاطره به عتبات عالیات فارغ نشده ام که ظرف سه روز گذشته خبر رسیده نزدیک به ۸۰ نفر از هموطنان ایرانی در انفجارهای عراق گشته و بیش از ۱۰۰ نفر به شدت زخمی شده اند . به نظر شما در این میان چه کسی مقصر است . در مملکتی که جان انسانها به اندازه یک گوسفند ارزش ندارد چه کسی مقصر است . من علیرغم آنکه  خود به این سفر رفته ام ولی مصر هستم تا اطمینان به امنیت کامل عراق کلیه مرزهای به سمت عراق بسته شود . تازه دیشب پس از شدت گرفتن حملات اعلام شده که تا اطلاع ثانونی مرز خسروی بسته می شود . این یعنی اینکه مرز مهران یا شلمچه که در قرق سازمان حج و زیارت است و روزانه میلیاردها تومن پول به جیب می زند باز است . این یعنی تجارت با جان هموطنان ایرانی . روازنه شاهد توهین ها و تحقیر ها و ذلت ها به زائرانمان بباشیم و جان و مالشان در خطر باشد ولی جیب آقایان پر پول باشد . مقایسه ای کنیم دولتمان را با دولت آمریکا که خودشان را برای آزادگی رکسانا صابری جر می دهند که تازه نصفش آمریکائی است واقعا کرامت ایرانی به کجا می رود !!!؟

در 8:41 |     • 

پنجشنبه 3 اردیبهشت1388

حاشیه های یک سفر پر مخاطره ( بخش پایانی)

دل کندن از شهر نجف سخت است لااقل برای من بود . تصمیمم را گرفته بودم باید مثل بقیه جاهای دیگر دوستی در نجف برای خودم دست و پا می کردم . موقع خرید چادر مشکی در بازار ازرفتار و کردار فروشنده بسیار خوشم آمد . به اصفهان سفر کرده بود و گلایه داشت که قیمت هتل بسیار بالا بوده . کاشف که عمل آوردم دیدم در مدت اقامتش ساکن هتل عباسی بوده است . برایش توضیح دادم تفاوت هتل عباسی با هتل های دیگر را . برای سفرهای بعدی هتل های دیگری پیشنهاد دادم که زیر بار نمی رفت و دلبسته هتل عباسی شده بود . بعد از گرفتن یک تخفیف حسابی شماره تلفن و آدرس و ایمیلی رد و بدل کردیم و قرار گذاشتیم برای ملاقات بعدی در اصفهان یا نجف .

ساعت 6 صبح دوشنبه 17 فروردین به سمت مرز خسروی حرکت کردیم . یه کله آمدیم و ناهار را هم پلو ساچمه با همراه تکه هائی خرد شده ظروف یک بار مصرف میل کردیم . ساعت 4 بعد ازظهر مرز خسروی بودیم. با "عادل علی" راننده با حال و بامروت و دو زنه بصره ایمان که مدام مردهای ایرانی را به ترس از زنانشان متهم می کرد (به خاطر یک زنه بودنشان) خداحافظی کردیم و به سمت تشریفات اداری گمرگ عراق رفتیم . برخلاف آمدن تقریبا مرز خلوت بود و از ازدحام روزهای ابتدای فروردین خبری نبود . ولی فکر کردم که این دلیلی نیست که مقامات ایرانی در مقابل توهین ماموران مرزی عراقی در روزهای پر ازدحام به زائران ایرانی هیچ عکس الملی نشان ندهند . باور کنید کافی است از طرف ایران مرز تا تعدیل رفتار ماموران گمرگی عراق فقط به مدت یک هفته بسته شود تا برادران و دوستان عربمان از گشنگی هم را بخورند . اما کرامت ایرانی کیلوئی چند در این دولت . سرباز زن آمریکائی که موقع ورود به مرز دیده بودیم را دوباره ملاقات کردیم . گروهبان ژانت با موهای بور، اندامی متناسب و مسلط به زبان فارسی . با تمام بر و بچ خوش و بشی کرد و زیارت قبولی به همه . چند بوسه ای هم از دو پسر کوچک همراهان گرفت . گروهبان بِلک هم با تمامی مردها " گیو می فایو " ی  کرد تا موقع بازگشت حداقل خاطره خوبی از سربازان آمریکائی برایمان بماند .  ساعت به وقت محلی 8 بود و ما سوار بر اتوبوس ها به سمت ایران حرکت کردیم

در 10:12 |     • 

شنبه 29 فروردین1388

حاشیه های یک سفر پر مخاطره ( سفر به عتبات عالیات5)

حرم حضرت علی راس ساعت یازده و نیم شب بسته می شود و نزدیک های اذان صبح باز می شود .  این مقرراتی است که تولیت حرم وضع کرده و بایستی به آن احترام گذاشت و طبق معمول ما ایرانیان به آن بی توجهیم و درگیرهای لفظی و حتی بدنی را بین ماموران و زائران ایرانی به وجود می آورد و این مسئله وجهه زائران ایرانی را نزد ماموران حرم و حتی اهالی نجف خراب کرده است . به چشم خود شاهد بودم که جوانکی ایرانی که موبایل خود را در مرکز هسته ای خود جا سازی کرده و خواهان ورود به صحن مطهر بود به دروغ در جواب سوال مامور حرم عنوان می کرد که موبایلی همراه ندارد که با تفتیس عمقی و عکس العمل شدید و بی آبروئی خاصی بدرقه شد .

عکس ها و توضیح المسائل فقهی آیت اله سیستانی مرجع اول شیعیان عراق و حتی شیعیان خارج از عراق در تمام کتابفروشی ها به چشم می خورد و به نظر از احترام ویژه در عراق برخوردار است . به نظر یکی از علل عدم دخالت های مستقیم دوستان ایرانی به خصوص در زمینه بازسازی شهر نجف مخالفت آیت اله سیستانی با حضور نیروهای تحت امر حاکمیت ایران بوده است .اگرچه به نظر می رسد پس از سفر اسفند ماه ۸۷هاشمی رفسنجانی و ملاقات با آیت اله سیستانی این مسئله کمی تعدیل شده باشد . چرا که در حرم مسلم بن عقیل در جوار مسجد کوفه که اخیرا اقدام به باز سازی شده است آرم " ستاد باز سازی عتبات عالیات ایران - رفسنجان " به چشم می خورد .

دومین روز از اقامت در نجف به زیارت حرم میثم تمار می رویم . از صدقه سری مدیر باتجربه کاروان !! صبحانه را به روش صحرائی یعنی بدون هیچ سفره و  وردستی و کارد و ....در حرم میثم می خوریم و سریع به سمت مسجد کوفه که در چند صد متری آن قرار دارد می رویم . مسجد کوفه که در چند کیلو متری نجف قرار دارد یكى از مساجد چهارگانه بزرگ جهان اسلام و به فرموده حضرت علی(ع) چهارمین آنها پس از مسجد الحرام، مسجد النبی و مسجد الاقصی است كه هنگام خلافت امام و زمانى كه آن حضرت، كوفه را مركز خلافت خود قرار دادند، مهمترین پایگاه خلافت اسلامى بود. تقریبا به استثنای چند دیواری بیرونی دیگر هیچ اثر قدیمی در درون مسجد یافت نمی شود و بوسیله معماران و بنایان هندی و پاکستانی با یک مسجد مدرن و طراحی به سبک مسجد االنبی مواجه می شویم. در این مسجد مقام تعدادى از پیامبران وائمه علیهم السلام قرار دارد  و ظاهرا قرار است بوسیله یک بلوار مستقیم بهه حرم حضرت متصل شود . تقریبا نیمی از روزمان را به خواندن نماز های مستحبی در مقام های مختلف مسجد می گذراندیم .  بعد از ظهر آخرین فرصت ما در نجف است و هیچ مقامی هم برای حضرات خانم ها بهتر از مقام بازار نیست به خصوص که چادر های مشکی ساخت چین و کره و ژاپنی اصل با یک سوم قیمت در ایران خریداران بسیاری دارد . طرز برخورد مغازه داران نجفی در مقایسه با کربلا مودبانه تر و با وقارتر از مغازه داران درکربلا است و البته کیفیت و قیمت اجناس هم بهتر .  

در 13:15 |     • 

چهارشنبه 26 فروردین1388

حاشیه های یک سفر پر مخاطره ( سفر به عتبات عالیات4)

سیزده بدر و چهارده بدر را در کربلا گذراندیم و ساعت ۵ صبح روز شنبه ۱۵ فروردین به سمت نجف حرکت کردیم . ساعت حدود هشت و نیم در هتل چند ستاره " قصر و ال.. نمی دونم چی چی " مستقر بودیم . حدودا ۵۰ متری حرم حضرت . باز هم ناهماهنگی مدیر کاروان با مسئول هتل مجبورمان کرد که تا ساعت ۱۲ موقع تحویل اطاق ها روی مبل های لابی ولو شویم و  با نیش و کنایه های مسول هتل رو به رو شویم که با زبان سلیس فارسی و ته لهجه عربی تذکر میداد که : " هی مثل ما عرب ها بی کلاس بازی در نیاورید و روی مبل ها لم ندهید ". ظاهرا طرف سالیانی را در شهر خون و قیام قم گذرانده بود و با آداب و معاشرت ایرانیان به خوبی آگاه . دوشی گرفتیم و به سمت حرم رفتیم . تفتیش های بدنی به نسبت کربلا و کاظمین سخت گیرانه تر و با وسواس بیشتری انجام می شد . وسعت حرم نیز به نسبت حرمین واقع در کربلا و کاظمین و حتی سامرا کوچک تر بود ولی بدون اغراق دارای ابهت و عظمت و معنویتی بود که تنها در مسجد الحرام شاهد آن بودم . به گفته کسانی که چندمین سفر را طی سالیان گذشته به نجف داشته اند حرم امام علی (ع) به استثنای سنگ فرش سفید کف صحن مطهر تغییرات زیادی صورت نگرفته و به همین دلیل نیز آب طلای صحن ورودی جلای خود را از دست داده و رو به تیری رفته بود اگرچه با این وجود از ابهت خاصی برخوردار بود . دو گلدسته قطور و از زمین روئیده  صحن ورودی حرم بسان دستان پهلوانی می ماند که به نشانه قدرت و صلابت برای تمام زائران فیگور گرفته است و به چه به خوبی یاد رشادت ها و پهلوانی ها ی مردی بزرگ را می دهد .دلیل کم توجهی زائران ایرانی به نجف نسبت به کربلا برایم حداقل در ظاهر ( مثلا مدت کوتاه اقامت زائران در نجف به نسبت کربلا ) هم که شده یک معما ست . این در حالی است که حضرت علی از معدود امامان مکتوب ماست . با معجزه ای چون "نهج البلاغه " که نزد عامه ایرانیان مغفول بوده است و نزد اغلب خاصه هم مورد بی توجهی و بی مهری . نمونه اش هم اینکه علما ی دینی اعم از منبری و غیر منبری بیشتر مردم را به ثواب خواندن زیارت عاشورا تشویق کرده اند تا نهج البلاغه . ساعت حدود 5 بعد از ظهر با بر و بچ به محل مورد علاقه ام یعنی قبرستان وادی السلام می روم . قبل از حرکت به قبرستان هم کلی نصیحت و هشدار به خاطر نا امنی قبرستان و فلان و فلان که کمی اغراق بود و گوشمان هم به این حرف ها نبود . بزرگترین و قدیمی ترین قبرستان در دنیا که شاید یک سوم شهر نجف را احاطه کرده و به شهرکی با خانه ها و کوچه های قدیمی می ماند تا قبرستان . یعنی هر قبر به وسع مالی صاحبش برای خودش اطاقی دارد و پشت بامی و احیانا سردابی . از پیامبران زیادی نام می برند که در این قبرستان آرمیده اند ولی قبر حضرت هود و صالح در این قبرستان مسجل است و مرقدی دارند در ابتدای ورودی منتهی به حرم حضرت علی (ع) در قبرستان (ادامه دارد ...).

در 12:23 |     • 

دوشنبه 24 فروردین1388

حاشیه های یک سفر پر مخاطره ( سفر به عتبات عالیات3)

از طرف مقامات عراقی و به دلیل مسائل امنیتی اقامت شبانه زائرین در دو شهر سامرا و کاظمین توصیه نمی شود . به همین دلیل معدود کاروان هائی که به این دو شهر می روند معمولا حوالی شب به کربلا یا نجف مراجعت می کنند و بسیاری از کاروان ها ی زیر نظر حج و زیارت هم توفیق زیارت سامرا و کاظمین را پیدا نخواهند کرد . ما صبح روز ۱۲ فروردین ساعت ۵ صبح از کربلا به سمت سامرا حرکت کردیم . قرارمان بر این بود که در همان روز به کاظمین هم برویم . شهر سامرا در ۱۲۴ کیلومتری شمال بغداد است و در سمت شرق رود دجله قرار دارد .حوالی ساعت ۱۰ صبح به سامرا رسیدم برخلاف اسمش که " سر من رای " به معنای " هر که آن را ببیند شاد می شود " با یک شهر مرده و نفرین شده مواجه شدیم . پس از انفجار خرداد ۸۶ مسیر جاده هفتصد تا هشتصد متری از جاده اصلی تا حرمین عسگری ( امام هادی و امام حسن عسگری ع) با دیوارهای بتنی با ارتفاع چهار پنج متری  پوشیده بود و کلیه ساختمان ها تا شعاع چند کیلومتری تخلیه شده بود . حرم در حال بازسازی است و گنبد آن ترمیم شده است اما شدت انفجار به گونه ای بوده است که بعید می دانم تا ۱۰ سال دیگر به اتمام برسد . از ضریح امامان خبری نیست و تنها یک حجم چوبی مکعبی پوشیده با پارچه ای سبز به جای ضریح قرار دارد . سرداب مقدس منصوب به امام زمان با وجود قرار داشتن در عمق سه چهار متری زمین نیز به شدت آسیب دیده و تمامی کاشی کاری ها و گچ بری های آن فرو ریخته است . در یک کلام آدم دلش می تکد از وجود این دو امام معصوم در این شهر نفرین شده .

نماز ظهر را می خوانیم و ساعت یک به سمت کاظمین محل حرمین امام موسی کاظم و امام محمد جواد (ع) حرکت می کنیم کاظمین در چند کیلومتری حومه بغداد است که بیشتر محل سکنای شیع نشینان پایتخت است . ساعت ۵ بعد از در بدو ورود به شهر به یگان تفتیش مستقر در محل برخورد می کنیم که برخی از سربازانش از آن بعثی های حرام زاده هستند نزدیک به دو ساعت بی خود و بی جهت کاروان را سر پا نگه می دارند تا اجازه ورود به شهر بدهند . با رفتارهائی توهین آمیز و زننده . کمی که از ترافیک اطراف حرم فارغ می شویم نمای دو گنبد طلای کنار همدیگر نمایان می شود . بلوار ورودی حرم عجیب آدم را یاد ورودی حرم امام رضا (ع) در مشهد می اندازد . حداقل برای من که این طور بود . ورودی حرم صحن  و ضریح امامان موسی کاظم و محمد جواد (ع) از بزرگترین صحن ها و ضریح هائی است که تاکنون دیده ام و داخل صحن ها از سیستم بهداشتی و نظافت خوبی برخوردار است . قرار است بعد از نماز و زیارت ساعت هشت و نیم به اتوبوس ها برگردیم تا به سمت کربلا حرکت کنیم ولی این حمله دار مداح ما ( که خدا می داند من چقدر از این آدم ریا و تزویر دیدم در این سفر ) یاد مداحیش افتاده و باز هم روضه امام حسین را می خواند در حرمین نوادگان حضرت و چقدر بی سلیقه . آقایان حتی حاضر نیستند بروند کمی مطالعه کنند در مورد زندگانی امامان دیگر تا هر جا و هر لحظه هی مجبور نشوند بزند به صحرای کربلا ... بگذریم ! این مداحی تا ساعت ۱۰ شب طول کشید . و ما اتوبوس سوار ساعت ده و نیم در ورودی شهریم که نگو بر اساس مقررات امنیتی هر کاروانی که تا ساعت هشت و نیم از کاظمین خارج شد که شد در غیر اینصورت اجازه خروج از شهر را تا ساعت ۴ صبح نخواهد داشت . نه راه پس داریم و نه راه پیش با یک مشت پیر مرد و پیر زن و بچه کوچک . و اصرار از حمله دار که باید برویم به سمت کربلا برای فرار از نپرداختن هزینه های اضافه ای مثل هتل . بالاخره با پرداخت رشوه ای به افسر مربوطه از دروازه خارج می شویم که در چند کیلومتری بغداد اولین ایست بازرسی متوقفمان می کند و کنکاش که ما ساعت دوازده شب وسط بیابان چه می کنیم و از ماهم هی توجیه پشت توجیه و از او هم با بد اخلاقی اصرار که باید برگردید . در این میان پس از یک ساعت مجادله یک گشتی آمریکائی سر رسید و قبول کرد تا کربلا اتوبوس ها را اسکورت کند و به قائله خاتمه داد . صبح ساعت ۷ به کربلا رسیدیم که یکی از دوستان خبر داد در نزدیکی حرمین در سامرا و کاظمین انفجارهای صورت گرفته و تعدادی کشته و زخمی داشته است (ادامه دارد .... ) .

در 10:15 |     • 

یکشنبه 23 فروردین1388

حاشیه های یک سفر پر مخاطره (سفر به عتبات عالیات 2)

از مرز خسروی تا کربلا به طور طبیعی در حدود پنج تا شش ساعت راه است . اما با توجه به ایست های بازرسی در هر دو کیلو متر این مدت زمان در حدود ۱۰ ساعت طول کشید . پیش از رفتن به شهر کرب و بلا به مرقد دو طفلان مسلم رفتیم که در چند کیلومتری شهر است . در طول مسیر نکته ای که توجهم را جلب کرد حضور نفر برهای آمریکائی در جاده ها بود با خودروهای غول پیکر و آژیر کشان . اتومبیل های دو طرف جاده به محض شنیدن صدای آژیر به منتهی الیه جاده می روند و تا عبور خودروهای آمریکائی به فاصله حداق یک کیلومتری کاملا متوقف می کند که ظاهرا اقدام پیش گیرانه ایست برای حملات انتحاری به خودروهای آمریکائی .

شهر کربلا شهر درب و داغانی است و از حداقل سیستم بهداشتی برخوردار است . بنا به گفته دوستانی که سال ها قبل به این شهر سفر کرده بودند تنها اطراف مرقدین امام حسین (ع) و اباالفضل و به همت پول های دولت ایران بازسازی شده و داخل حرمین نیز ایضا . نکته جالب در این شهرحضور میلونها سیم و کابل برق در فضای این شهر بصورتی آشفته و در ارتفاع پائین است که آدم در می ماند اگر برق و یا تلفن یکی قطع شود طرف چطور می خواد سیم خودش را شناسائی کند . سیستم امنیتی برای رسیدن و داخل شدن به حرمین چند لایه است . یعنی برای رسیدن به حرم از هر مسیری حداقل چهار یا پنج لایه تفتیش را باید طی کنی . خوشبختانه هتل اقامت ما بنام " سفن النجاه " مشرف به حرم و نزدیک به یک از در ب های ورودی به حرم بود که از بابت تفتیش های بی حد و حصر مشکل چندانی نداشتیم . شهر مملو از ایرانی است و طبیعتا زبان و پول رایج  هم ایرانی . بالاخره اعراب بازاری به هر جان کندنی هم که شده با کلمات الکن فارسی مقصودش را می رساند . هر ۱۰۰۰ دینار تقریبا ۹۷۰ تا ۹۸۰ تومان است و کلیه قیمت ها به تومان . از مشتری ایرانی دینار پذیرفته نمی شود مثل فحش می ماند که پول جنس را به دینار پرداخت کنی . به بعضی هم که اصرار می کنی  دینار قبول کنند به دروغ می گویند این دستور نوری المالکی است یعنی نخست وزیر یک کشور دستور بدهد که در کشور پول رایج پول یک کشور خارجی باشد که بعید است . برق شهرهر ۴ تا ۵ ساعت می رود که اکثر هتل ها و مغازه ها مجهز به ژنراتورهای قوی برای برق رسانی هستند با سر و صدای وحشتناک و گوش خراش . مغازه هایی که در مسیر و کوچه پس کوچه های منتهی به برخی "مقام ها " مثل مقام علی اکبر و علی اصغر یا دست چپ و یا راست حضرت ابوالفضل قرار دارند نونشان تو روغن است و فکر کنم سر قفلی شان از همه جای کربلا بیشتر باشد علیرغم درب و داغون بودنشان . اگرچه به نظرم می رسد این مقام ها که عمدتا محل شهادت بوده هیچ سندیت پا به جفتی ندارد و از محل خیمه گاه و اردوگاه لشکریان یزید هم که کنار نهر علقمه بوده اند اگر حساب کنیم محل برخی شان زیر سوال است . روز های پنج شنبه و جمعه جمعیت حاضر در شهر به نفع عرب ها ی شهر های حاشیه کرب و بلا عوض می شود و صحن بین الحرمین خوابگاه زائرین عرب بطوریکه دیگر جای سوزن انداختن نیست و طبیعتا زیارت برای عجم ها هم مشکل (ادامه دارد ... ) .

در 10:51 |     • 

شنبه 22 فروردین1388

حاشیه های یک سفر پر مخاطره (سفر به عتبات عالیات 1)

یک تصمیم ناگهانی غیر عقلی و البته قلبی باعث شد که با یک کاروان خارج از سیستم سازمان حج و زیارت به اتفاق فوجی از فامیل به سفر عراق بروم که حواشی بسیار تلخ و شیرین داشت و البته تجربیات بسیار برای خودم و احیانا برای کسانی که قدم در این مسیر می گذارند و اما  سفر :

- ساعت چهار صبح ( به وقت جدید) روز جمعه ۷ فروردین در قصر شیرین بودیم و ساعت شش در گمرگ مرز خسروی . تا ساعت هشت و نیم در سالن کوچک گمرگ زیر فشار جمعیت له شدیم و عرق ریختیم تا مامورین گمرگی تشریفشان را بیاورند . طبق مقررات نانوشته گمرگ قصر شیرین هر کاروان عازم به عتبات حداقل یک شب به اجبار باید در هتل تازه ساخت در قصر شیرین اطراق کنند. حتی اگر ازدحام در  مرز نباشد . دکانی است که برخی از فرصت طلبان محلی با چراغ سبز و یا مشارکت مسئولین محلی راه انداخته اند به بهانه کمک  به اقتصاد جنگ زده و شهید داده قصر شیرین . مسئول بی مسئولیت کاروان ما برای رهائی از پرداخت یک شب اقامت در قصر شیرین با رشوه نامه ای از هتل کذائی گرفته بود مضمون به اینکه کاروان مربوطه شب قبل را در هتل سکنی داشته در حالی که ما شب قبل را در مسیر راه بودیم . یک شیر ناپاک خورده ای قضیه را به مسئولین گمرگی راپورت داده بود و حضرات هم گیر سه پیچ که باید یک شب را در قصر شیرین بخوابیم در حالیکه کاروان ما اولین کاروانی بود که به گمرگ وارد شده بود . به همین نام و نشان ما را تا ساعت ۱۲ علاف نگه داشتند و  تنها پس از دریافت ۲ میلیون تومان پول بی زبان رشوه به اسم امت شهید پرور ! اجازه خروج صادر شد . نیمی از کاروان وارد خاک عراق شده بود که ساعت به وقت محلی عراق زمان ناهار و نماز نشان می داد ( با یک اختلاف ساعت یک و نیم ساعته ) . مسئولین عراقی هم تا ساعت سه و نیم محلی که می کند به عبارتی پنج ایران به نماز و ناهار مشغول بودند . تا بقیه کاروان بروند آنطرف مرز ساعت شش محلی بود که نشان دهنده توقف بیش از ۱۲ ساعته در مرز بود. بدون اغراق می توانم بگویم در حدود ۲۵۰۰ تا سه هزار زائر در مرز خسروی در انتظار خروج و ورود به خاک عراق بودند . در این میان رفتار مامورین عراقی به شدت توهین آمیز و وحشیانه بود بطوریکه اگر آدم عامل زمان را نادیده می گرفت حس اسارات در چنگال مامورین بعثی را دست می داد . آش اینقدر شور بود که خدمه توالت هم از بر و بچه های ایرانی پاسپورت طلب می کرد . رفتار مامورین آمریکائی مسقر در مرز علیرغم انگشت نگاری از مردان زیر ۵۰ سال بسیار محترمانه انسان دوستانه و در خور توجه بود . بطوریکه سرباز زن آمریکائی از میان جمعیت  سالخورده گان و زنان باردار و بچه به بغل را از میان جمعیت گل چین و بدون انتظار به سالن تشریفات مرزی هدایت می کرد . غروب بود که آخرین نفرات کاروان هم سالن تشریفات مرزی خارج شدند و سوار بر اتوبوس های عراقی جهت عزیمت به کربلا که تازه اول بدبختی شروع شد . رانندگان عراقی با یک تبانی آشکار با مسئول هتل و رستوان دربداغانی بنام ابوتراب واقع در گمرگ مرزی و به بهانه ناامنی در شب مسافرین را مجبور به اقامت شبانه در این به اصطلاح هتل کردند . اولین هتل بدون تخت با سالن های دراز و تو در تو که با تشک و لحاف مملو از کثافت پوشیده بود و بوی عرق بدن و پای مسافرینی که در حدود ۱۲ ساعت زیر آفتاب بودند نیز مزید بر علت . علی رغم گشنگی فراوان از کباب اجباری میزبان عربمان با قیمت رستوران هتل عباسی گذشت کردیم و به نان و خیار و گوجه بدون پنیر کاروانمان قناعت . برای فرار از خوابیدن در جمعیت با اصرا ر گروهی گوشه از رستوان را برای خواب انتخاب کردیم که ساعت ۱۲ شب دعوای سرسام آور رانندگان با هتل دار و رستوراندار ابوتراب بر سر پورسانت اقامت زائران سر گرفت و چه بزن و بزنی که خواب را چشمانان ربود و تازه با ورود یک  مامور اطلاعات گمرگ عراق و گیر به یک هموطن که چرا میان دعوای حضرات گفته ای " هو و ووو ش " که مگر ما عرب ها حیوانیم  دو زاریمان افتاد که عراق عراق و عرب عرب که می گفته اند و می گویند یعنی چه !!!! (ادامه دارد )

در 10:37 |     • 

چهارشنبه 5 فروردین1388

شیخ های ریا و تزویر

 

شیخ مهدی دانشمند

آدم از این سیاست های جمهوری اسلامی در می ماند به خدا . از یک سو مجمع بی در و پیکری به نام مجمع جهانی تقریب مذاهب درست کرده اند که سالانه میلیارد ها تومن هزینه می کند برای وحدت شیعه و سنی و از سوی دیگر شیخ های دهن نشسته ای مثل این شیخ مهدی ( شهرام ) دانشمند تربیت می کند که بیایند روی منابر سنی ها را حرام زاده معرفی کنند و  عُمر را حاصل مادر کنیز زاده ای از تخم خطاب است که او (خطاب )در حین حیض با او نزدیکی کرده است . طرف این قدر جنبه های دراماتیک این داستان را هم زیاد کرده است که شعور ندارد بفهمد که زن در حین حیض بچه دار نمی شود . من باور دارم که با دیدن این ویدئو از شیخ شهرام (مهدی) دانشمند شما هم یقین حاصل می کنید که پدر این شیخ بی سواد  جویای نام و به قول خودش جنده کش بعد از طواف خانه خدا نماز نساءش را فراموش کرده بخواند .

در 12:25 |     • 

دوشنبه 5 اسفند1387

بحرین استان سی ویکم ماست

من از سیاست های کیهانی و تئوری های آقای ناطق نوری خوشم نمی آید و یک جورهائی حال بهم زنک است . ولی راستش مواضع نامبردگان در قبال بحرین را بسیار می پسندم . چون فکر می کنم در شرایط فعلی یک فرار به جلو در مقابل اعراب است . این واقعیت را نمی توان کتمان کرد که درسال ۱۳۵۰ شاه با فشار انگلیسی ها در مقابل کنترل کامل سه جزیره ابوموسی و تنب های کوچک و بزرگ به بحرین استقلال داد . شاید دلایل منطقی خودش را هم داشت که این جزایر از لحاظ موقعیت استراتژیک مهم تر از بحرین هستند . حال امروز ناطق نوری با ادعای اینکه بحرین در گذشته استان چهاردهم ایران بوده است به رفقای نادان عرب ما می خواد حالی کند که اگر جزایر سه گانه را می خواهند باید از کشور بحرین صرفنظر کنند . یعنی دارد یه جورهائی دعوای ایران و امارات را به دعوای بین بحرین و امارات تبدیل می کند . به نظر من هم باید همه از تمام گروهها و احزاب از این تز حمایت کنند .
در 13:16 |     • 

دوشنبه 21 بهمن1387

نقش بی بی سی فارسی در همبستگی فارسی زبانان

تلویزون بی بی سی فارسی را دارم به دقت دنبال می کنم . رسانه به شدت حرفه ای و محافظه کاری است و خوب می داند که در رسانه به دنبال چی است  به عنوان مثال نقشش را در بی طرفی خبری عالی بازی می کند و از تمام گروه ها و احزاب با گرایش های مختلف استفاده می کند . مشکلی که تلویزیون صدای آمریکا اصلا به آن توجه ندارد و اخبار و تحلیل ها و استفاده از کارشناسان کاملا یه سویه و جهت دار است . شک ندارم که اگر صدای آمریکا تغییر رویکرد ندهد اکثریت مخاطبانش را به نفع بی بی سی از دست خواهد داد .

مسئله دیگر پوشش خبری بی بی سی در سه  کشور ایران- افغانستان و تاجیکستان است ( البته تا حالا نقش تاجیکستان بسیار کم رنگ تر بوده است که مدیران شبکه قول داده اند به مرور پوشش خبری بهتری از این کشور ارائه کنند) که علاوه بر آشنائی فرهنگ و اداب و رسوم این کشورها به همدیگر نقش بسیار با اهمیت گسترش زبان فارسی در دو کشور افغانستان و تاجیکستان است و حتی کشورهایی با اقلیتی از فارسی زبان و یا آشنا به این زبان  به خصوص در کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق را بازی می کند . فراموش نکنیم که بخش عمده ای از مردم افغانستان با زبان پشتو سخن می گوید و اتفاقا مواضع شدیدی در مقابل کلمات فارسی اتخاذ می کنند و یا بخش عمده ای از مردم تاجیکستان علیرغم تمایل به گویش فارسی از سواد نوشتن کلمات فارسی قاصرند که این رسانه کمک شایان توجهی به این مهم خواهد کرد .

تغییر نوع نگاه ایرانیان به هموطنان افغانی از دیگر مزیت های این رسانه است . ایرانی که همیشه از مردمان افغان در ذهن خودش از افرادی قاچاق چی بی سواد و بی فرهنگ یاد کرده است با افاغنه ای آشنا می شود که آشنا با موسیقی غربی علوم پیشرفته و مدرن و موفق در تجارت و سیاست هستند . به نظر من این شبکه بایستی سال ها پیش و با حمایت دولت ایران و با همین رویکرد کنونی ایجاد می شد . چرا که شبکه های فارسی برون مرزی ایران تاکنون از توجه به کشورهای فارسی زبان دور بوده است و عموما برای استفاده از مخاطب ایرانیان خارج کشور طراحی شده است .

در 12:54 |     • 

دوشنبه 7 بهمن1387

ضد تبلیغات برای غزه

پس از حدود یکماه از حمله اسرائیل به غزه تبلیغات در ایران همچنان ادامه دارد . یادم می آید که پیشتر در بحران های مشابه مردم ایران از هر تیره  و طایفه ای دلی می سوزاندند و کمکی هر چند ناچیز . اما این بار دولت و صدا و سیما آنقدر لیلی به لالای این بچه گذاشته اند که اعتراض صاحب بچه هم درآمده و در داخل منجر به ضد تبلیغات شده است . به طوریکه نقل مردم کوچه و بازاراست که " خوب می کنند که می گشند اصلا کور پدر هر چی عرب بی شرف بی ناموس " . و یا عامه هر مشکلی را هر چند هم نامربوط به پای غزه ای ها می گذارند . به عنوان نمونه یکی از اقوام رفته بود که حقوق ماهانه بازنشستگی را از تامین اجتماعی دریافت کند که متوجه شده بود 80 هزار تومن در مقایسه با ماه قبل کمتر است ( کل دریافتی این آقا 250 هزار تومن در ماه است ) . از روی فیش حقوق کاشف که به عمل آوردم دیدم به خاطر کسورات قبلی است ولی این عزیز اصرار داشت که این پول را برای مردم غزه کش رفته اند .  ضمن اینکه به بهانه بی توجهی به فاجعه غزه حرکاتی چون بستن کانون مدافعان حقوق بشر و حمله به شیرین عبادی ، بستن روزنامه کارگزارن ، غیر قانونی اعلام کردن دفتر تحکیم وحدت و هزار کثافت کاری دیگر هم بر نفرت مردم از مسله غزه افزوده است . من اما شخصا با قتل عام افراد بی گناه متاسرم ولی سرکوب ملت به بهانه غزه نتیجه معکوس بر فاجعه غزه گذاشته است  ضمن اینکه در حافظه ام حمایت های حماس و فتح از صدام  و 1500 اسیر فلسطینی در جریان جنگ ایران و عراق را هم نمی توانم فراموش کنم .

در 8:21 |     •