تبليغاتX
حرفی برای گفتن

2006/10/2

برای مادر

مدتی است دل ودماغ نوشتن ندارم . مادر بیمار است و جراحی سختی در پیش دارد. شب و روزم شده است اشک و غصه چرا که آنطور که می باید برای مادرم فرزندی نکرده ام . دیروز برای اولین باردر زندگی ام از پشت تلفن صدای هق هق پدر را شنیدم هیچوقت اینگونه غمگین ندیده بودم پدر را. تاب نیاوردم و  گوشی را گذاشتم . امروز به اصفهان می روم . مادرفردا جراحی سختی دارد . تاب تحمل شنیدن خبر های بد را ندارم . برای مادرم دعا کنید

نوشته شده توسط در 8:26 |  لینک ثابت   •