2007/2/17
اقتصاد مال خر است یا با اقتصاد مردم را خر کنیم !
با خواندن این مقاله دکتر ستاری فر رئیس اسبق سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در مورد دولت و بودجه ۸۶ یاد این جمله مشهور اوایل انقلاب " اقتصاد مال خر است " افتادم . ولی ظاهرا با این اتفاقات اخیر در ساختار اقتصاد کشور بایستی این جمله را به " با اقتصاد مردم را خر کنید " تغییر داد.
2007/2/17
چرا ايستگاه مركزي مترو ميدان هفت تير نيست ؟
چند روز پيش يكي از دوستان تازه از انگلستان برگشته را ديدم .ضمن خوش و بش حرف و حديث به مترو رسيد كه بلافاصله نقشه كامل مترو لندن را از جيبش خارج و نشان بنده داد كه برايم خيلي جالب بود . در نقشه مشخص بود كه مترو لندن كاملا بر اساس خطوط موازي و مقاطع شكل گرفته است ( بصورت علامت باضافه و ضربدر ) بطوريكه به راحتي مي توان در چند ايستگاه مركزي به طرفين شهر حركت كرد. امابه نقشه مترو تهران در روبرو كه دقيق شويد متوجه مي شويد كه علي رغم شمالي – جنوبي و غربي – شرقي بودن خطوط ، مسير غربي – شرقي آن از ايستگاه صادقيه به دانشگاه علم وصنعت با يك شيب وحشتناكي به سمت ايستگاه امام خميني حركت كرده و از آنجا با يك سر بالائي سخت به دانشگاه علم و صنعت شيفت كرده است. واقعا هيچ دليلي براي اينكه چرا اين خط در ميدان هفت تير خط شمالي – جنوبي را قطع نكرده پيدا نكردم ، جز يك دليل كه توضيح مي دهم . از آنجائيكه بر اساس يك اصل متافيزيكي همه چيز در اين مملكت به امام خميني ختم مي شود ظاهرا بر همين اساس نيز ايستگاه مركزي مترو ميدان امام خميني تشخيص داده شده است، صرف نظر از ارزيابي هاي اقتصادي و اصول اقتصاد حمل و نقل . مي دانم كه به منطقم مي خنديد و لي باور كنيد در اين مملكت همه چيز به همين سادگي است كه عرض كردم . يكي هم آن موقع پيدا نشده كه به سياستگذاران مترو شير فهم كند كه آقا اگر قرار است نام امام خميني مركزيت مترو را داشته باشد لااقل اسم" ميدان هفت تير" را مي گذاشتيد " امام خميني " و اين قدر خواهر و مادر اين خطوط را سرويس نمي كرديد.
2007/2/13
دو عکس از انقلاب 57(سمت راست: خدمتکار شاه در حال کتک خوردن و سمت چپ جنازه هویدا)

2007/2/13
جشنواره فیلم
امسال برخلاف سال های دیگر اصلا پی گیر فیلم های جشنواره نبودم و تنها بصورت تیتر وار اسامی برندگان را از سایت ها خواندم. ظاهرا جوایزامسال جشنواره در سیطره نفوذ سرداران سپاه که یکی در هیئت وزیر است و دیگری معاون سینمائی او توزیع شده و اشک بعضی خودی ها مثل ده نمکی و طالبی را هم درآورده است . بیشترین اعتراضات هم به انتخاب فیلم "روز سوم" محمد حسین لطیفی به عنوان بهترین فیلم و کارگردانی و البته چند سیمرغ فنی به این فیلم بوده است . فیلم مضمونی جنگی دارد و ظاهرا صفار هرندی برای اثبات شعارهایش در مجلس و خوش خدمتی به دوستان ترجیح داده یک فیلم جنگی رابه عنوان بهترین انتخاب کند . البته فکر کنم کمی از این اعتراضات هم بازی سیاسی باشد . چون بهرحال ما سال های گذشته هم فیلم های جنگی خوبی داشتیم که جوایز زیادی را نصیب خود کرده بو د . نمونه هایش هم " کیمیا" " سرزمین خورشید " یا " دوئل " و ... در مورد کارگردانی لطیفی هم بگویم که او اگرچه سابقه درخشانی در فیلم ندارد اما بعد از ساختن چند سریال حرفه ای نشان داد که تم سینما را خوب می فهمد . من شخصا سریال " صاحبدلان " اورا بسیار دوست دارم که بخش زیادی از آن مرهون کارگردانی خوب لطیفی بود . یکی دیگر از سیمرغ ها ی این فیلم هم به بازیگر اول زن به " باران کوثری " رسید اگرچه باران در فیلم مادرش خون بازی هم کاندیدا شده بود . شخصا از گرفتن سیمرغ برای این بازیگر خوش نمک و جذاب خوشحال شدم .فیلم " اخراجی ها" ی ده نمکی علیرغم استقبال تماشاگران هیچ یک از جوایز را نصیب خود نگرد. و این مسئله باعث اعتراض شدید او گردید. باید حتما فیلم را ببینم . فیلم " علی سنتوری" مهرجوئی هم تنها سیمرغ بهترین بازیگر مرد برای بهرام رادان را به خود اختصاص داد. ظاهرا رادان دارد هرروز پخته تر می شود و این باعث خوشحالی است . کافی است مروری کنید بر فیلم های اولیه رادان را تا منظور من را متوجه شوید. دو فیلم مطرح دیگر قاعده بازی و پا برهنه در بهشت بوده است که هیچ چیز در موردشان نمی دانم .اما مسئله ای که مثل سال های دیگر کفر من را درآورد مراسم پخش افتتاحیه جشنواره از تله ویزیون بود . که نشانگر سادیسم مدیران صدا و سیما برای عصبی کردن مردم است .یادم می آید این مراسم که در سال های قبل به صورت زنده از تله ویزون پخش می شد چند سالی است با بد سلیقگی تمام بصورت منقطع و تکه تکه شده و با چند روز تاخیر پخش می شود که حال آدم را به هم می زند . ظاهرا مافیائی از سرداران سپاه حاضر در صدا و سیما ترجیح می دهند سی دی مراسم را بصورت انحصاری و قیمت های گزاف بین مردم پخش کنند تا آنرا مستقیم پخش کنند . سرداران کشنه سپاه هستد دیگر نمی شود کاریشان کرد .
2007/2/8
پیش بینی وقوع یک انقلاب
آقای عباس عبدی در مقاله "اقتصاد 56 در سال 86 ضمن مقایسه وضعیت اسف بار فعلی اقتصاد کشور با سال ۵۶ بصورت سر بسته ای از وقوع یک انقلاب دیگر در سال ۸۷ خبر داده است. عبدی آدم آگاهی است کتره ای حرف نمی زند . معمولا پیش بینی های دقیقی دارد . ظاهرا انتظار آدم هائی که با رای به احمدی نژاد خواهان یکسره شدن وضعیت حاکم در کشور بودنند دارد به سر می رسد.
2007/1/22
گوجه فرنگی ! پله پله تا ملاقات خدا
گوجه فرنگی دارد یواش یواش به خدا نزدیک می شود . ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ قیمتی بود که در هفته گذشته برای هر کیلو گوجه فرنگی رقم خورد . ظاهرا در دولت احمدی نژاد هم چیز سیر قرب الی اللهی پیدا کرده است جز آدمها!
2007/1/21
پنجشنبه نحس !
1) تائيد نكردن داروي شيمي درماني مادرم توسط نماينده تامين اجتماعي به دليل تغيير رژيم داروئي و گران شدن دارو(ميدان هفت تير ) .
2) احتمال يك تصادف سنگين با يك راننده پرايد مشنگ و دگرگون شدن وضعيت مادرم ( ميدان ولي عصر)
3) برخورد با يك پژو هنگام عبور از عرض خيابان جهت مراجعه به مركز اسناد تامين اجتماعي جهت تشكيل پرونده گرفتن دارو (خ كارگر شمالي ) .
4) جريمه 13000 توماني به دليل ورود در طرح ترافيك ( خ كريم خان) . "هر چه قدر هم به آن افسر جاكِش گفته شد كه بيمار براي بستري داريم و نمره ماشين شهرستاني است به خرجش نرفت كه نرفت . راستي مگر پنجشنبه ها هم طرح ترافيك آمده است"
5) نداشتن پول كافي براي پرداخت هزينه دارو (قيمت 9 عدد تاكسول آمريكائي 310000 تومان براي هر نوبت ، نه خير اشتباه تايپي نيست ، سيصدو ده هزار تومان ، دوست نداري استراليائي ببر 75000تومان ) (داروخانه 13 آبان ، ميدان هفت تير )
6) پاره شدن كفش به دليل عجله كاري و شتاب
نتيجه گيري اخلاقي :
1) تا اطلاع ثانوي در اين مملكت مبتلا به سرطان نشويد .
2) در ميدان ولي عصر با احتياط رانندگي كنيد .
3) براي عبور از خيابان حتما از پل عابر استفاده كنيد ( اگر پل عابري وجود داشته باشد) .
4) بر پدر و مادر هرچه آدم عقده اي است به خصوص از نوع افسر پليس لعنت بفرستيد .
5) با هم بگوئيم " مرگ بر آمريكا " تا خشتكتان را بگذارند توي وايتكس و بادبان كنند .
6) لطفا براي زندگي در تهران كفش هاي آهني ابتياع فرمائيد.
