2008/1/19
روز صد و شانزدهم
اول اینکه هوای توکیو بس ناجوانمردانه سرد است و در فوریه سردتر هم خواهد شد ولی عجیب اینکه با وجود شدت سرما کلیه دانش آموزان دختر هنوز با دامن های مینی و پاهای برهنه به مدرسه می روند. تصورش برای من که تا استخوانم یخ می زند سخت است منی که اصلا آدم سرمایی هم نیستم . با این تفصیل مثل روزهای قبل باید وقتم را با اینترنت و گاهی هم با "تی وی" بگذرانم البته اگر این تکالیف شب اساتید ما بگذارد که دهن ما را سرویس کرده اند با این گزارشات هفتگی شان . گفتم "تی وی" که بد نیست کمی درباره شبکه های ژاپنی بگویم .در ژاپن (توکیو) در حدود ده دوازده تا شبکه وجود دارد که به غیر از شبکه CNN یکی از یکی مزخرف تر . یک شبکه ۲۴ ساعته Movie Plus هم هست که هر چی فیلم در پیت هست را در هفته هفت هشت بار تکرار می کند . بقیه کانال ها هم یا مسابقات خوردن است یا مسابقه تست غذا و یا مسابقات تلویزونی دیگر . القصه که هیچ کدوم از شبکه های ذره ای به معلومات شما اضافه نمی کند . باز هم گلی به جمال تلویزیون ضرغامی خودمان .
دوم اینکه امروز "عاشورا"ست و من هر سال حس خوبی دارم نسبت به این روز به استتثای مداحی هایس که هنوز هم فکر می کنم این حرفه یک شارلاتانیزم واقعی است (مطلب پارسال من تحت عنوان شارلاتانیزمی به نام مداحی را بخوانید).با این حال هم فکر کرده و می کنم که هنوز پیام عاشورا را نگرفته ایم با همه سینه زنی هامان زیر علم امام حسین . چرا ؟ برای اینکه اگر درک کرده بودیم این حکومت محکم سر جایش نچسبیده بود با تمام نامشروعیتش . همین!!
2008/1/13
روز صدو دهم
اول - امروز یکصدو دهمین روز است که از ایران دورم . می دونی یکصدو ده روز که ا تفاقا عدد مبارکی هم است یعنی چه ! یعنی شانزده هفته دو روز کم ! یعنی ۲۶۸۸ ساعت ! یعنی ۱۶۱۲۸۰ثانیه ! نه نبفهمی!! یعنی اگر ظرفیت دور بودنم از خانه و همسرم ۱۰۰ بوده باشد من الان ۹۹.۹ درصدش را خرج کرده ام .
دوم - امروز رفته بودم خانه یه بنده خدای ایرانی ۱۸ سال مقیم ژاپن در منطقه Tachikawaیه خونه نقلی مینی مالیسمی از اون خونه ها که همه چیزش دم دسته ! ساده و بی پیرایه وبدون وسایل اضافی بادکوراسیونی با طراحی خودش . اگر خودش هم نمی گفت از سادگی خانه می شد فهمید که همسرش ژاپنی است . قبلا هم گفته بودم که اکثریت مردم ژاپن به استثنای فرهنگ مصرفی شان در لباس اصلا آدم های مصرفی صرف نیستند بر خلاف ما ایرانی ها و به خصوص زنان ایرانی مان و صد البته که رمز موفقیت شان در همین فرهنگ شان است . آدم موفقی است و یک شرکت خدماتی دارد . دفتر کارش یک متر در یک متر بود در کنار پذیرایی کوچکش . اول فکر می کردم در مورد دفتر شوخی می کند ولی به نقل ازاو این ملاک حداقلی است برای مجوز تاسیس شرکت . مالیاتش هم برا ساس درآمد پرداخت می شود و نه بر اساس متراژ شرکت و دک و پوزش و این ملاک هایی که در ایران مرسوم است و به قول مالیات چی ها "مالیات بر اساس قراین " که معلوم نیست سازمان امور مالیاتی از کجایش در آورده است .
سوم-اینکه این جماعت ژاپنی در داخل مترو مدام به سه چیز مشغولند یا خوابیده اند یا با موبایلشان مشغول بازی یا ارسال مسیجند و یا دارند مجله های کمیک استریپ با مایه های سکسی نگاه می کنند.
2008/1/5
روز صد ودوم
اول اینکه دارم کاماس کاماس آرشیو عکس هایم را روی Flickr می گذارم فعلا یه مجموعه عکس از ژاپن آپلود شده است که لینکش هم سمت راست صفحه است .
دوم اینکه تعطیلات سال نو ۲۰۰۸خوبی داشتم . یه سفر یه روزه به شهر Niigata و صعود به ارتفاعات (البته با تله کابین) و پیست اسکی اونجا و یه توکیو تور اون هم یه روزه و دیداراز دو سه تا معبد قدیمی از جمله Miji و Snsoji و منطقه Odaiba که یه منطقه فوق مدرنه با پل معروف Rainbow و ساحل زیباش و به خصوص مرغ های دریایی مهربونش که موقع پرواز شیرجه می زنن روی دستات برای غذای تعارفشون (عکس هاش رو می تونین از فلیکر ببینین ) . یه رسم خیلی جالب تو ژاپن اینکه دو سه روز اول سال همه ملت هجوم می یارن به معابد برای نذر و نیاز و دعا برای داشتن سال پر پرکت . تومعبد Snsoji Asakosaجمعیت به گونه ای بود که یه مسیر ۲۰۰ متری را برای وارد شدن حدود یه ساعت تو ترافیک جمعیت گیر کرده بودیم .
سیوم اینکه دیشب با یه گروه از بر و بچ آفریقایی صحبت می کردیم . جملگی شدیدا معتقد به خرافات . به خصوص صحبت می کردن از یه موجود عجیب و غریبی کوتوله به نام "Tokoloshe" یا "Tikoloshe" واقع در آفریقایی جنوبی با نیمی از انسان و نیمی حیوان که اگه وارد زندگیت بشه می زنه خواهر مادر و سرویس می کنه . هیچکس هنوز اونو ندیده و دوای رفع بلاش هم پاشیدن نمک تو خونه است . جالب اینکه " ویگی پیدیا" هم یه بیوگرافی مفصل با یه تصویر ازش تو سایت گذاشته . به نظرم میاد یکی از ریشه های اصلی فقر تو آفریقا رو باید تو همین خرافه پرستیشون جستوجو کرد بعد تو استعمار و این مزخرفات.
چهارم اینکه من چند شب پیش داشتم عکسهای مراسم شب یلدای " چهلچراغ " رو می دیدم که چشمم افتاد به یه خوانده به اسم " محسن نامجو" . کاشف که به عمل آوردم یه فیلم مستند ۵ قسمتی تو "یو تیوب " ازش پیدا کردم . که حرفای اساسی در مورد موسیقی زده بود که قبلا از کسی نشنیده بودم . گرچه یه کم کس خل به نظر می رسه ولی راستش رو بخواین یه جورایی ازش خوشم اومد . موسقیش یه تلفیقی از " راک و بلوز" و موسیقی سنتیه و تو کاراش اعتراض موج می زنه حتی به نظر می یاد خود موسیقیش هم اعتراضیه به موسیقی های موجود . پیشنهاد می کنم حتما فیلم مستندش رو تو " یو تیوب " ببینید . ضمنا آلبوم "ترنج" ش رو هم می تو نین اینجا گوش کنید .
2008/1/1
روز نود و هشتم - سال 2008 میلادی
دیشب ساعت ۱۲ نیمه شب سال نو میلادی برای ژاپنی ها شروع شد . همین چند دقیقه پیش هم سال نو برای آمریکایی هابا یه اختلاف ساعت ۱۴ ساعتی با تو کیو نشینان تحویل شد . شبکه CNN هم الان دارد با برنامه ویژه اندرسون گوپر جنکولک بازی ملت رو نشون می ده . از امروز صبح هم بازار Happy new Year ملت داغ شده است . حس خوبی نسبت به این جمله ندارم وقتی " سال نو مبارک " هست .اتفاقا یکی از بر وبچ فیلیپین موقع سال تحویل که همه تو لابی جمع بودن پی به این مشکل من برده بود و سوال که آقا انکار برا تو زیاد تحویل سال مهم نیست که براش سال تحویل ایرانی رو شرح دادم . واقعنیش سال تحویل ایرانی چیزدیگه است وقتی زمان تحویل سال دقیقه و ثانیه هاش مهمه نه اینکه ساعت ۱۲ شب را شروع سال جدید اعلام کنن . بهرحال برای ما ایرانی ها سال نحسی بود ۲۰۰۷ سیاست های اشتباه در عرصه اقتصاد و سیاست از طرف رییس جمهور عقل کل مان که کمر ایران رو طوری شکسته که حالا حالا ها قدرت قد علم کردن نخواهد داشت . دادن یه زن خوشگل به نام "ایران" به یه پسر نابالغ همین عواقب را هم خواهد داشت .
2007/12/25
روز نودو یکم - کریسمس مبارک
اول تبریک به هموطنان مسیحی به مناسبت روز کریسمس . دوم اینکه هوای توکیو در این ایام وحشتناک سرد شده و ما هسته بیرون رفتن و گرفتن عکس را نداشتیم . به همین مناسبت بایه عده ازبرو بچ تو خوابگاه موندیم و یه مختصر جشنی برگزار کردیم . ساعت از نیمه شب گذشته بود که با سه نفر باقی مانده از کشورهای هندوراس و ماداگاسکار و هند بحث های فلسفی مان در مورد ادیان گل کرد و تا ساعت ۴ صبح ادامه داشت . مباحثه بسیار خوبی بود و هر کس با دلیل و منطق سعی بر حقانیت عقاید خود داشت . بحث هم از این جا شروع شد که بچه هندوراسی که یک کاتولیک دو آتشه بود ضمن تایید دنیای پس از مرگ تنها به بهشت آن اعتقاد داشت و منکر جهنم بودکه با مخالفت من و مسیحی پروتستانی ماداگاسکاری و هندوی هندی قرار گرفت. در این میان هندو رو بسیار آدم صاف و صادقی دیدم علیر غم اینکه به نظر ما مسلمونا در ظاهردین و مسلک درستی ندارن . یه گیاهخوار واقعی که از هر نوع مشروب الکلی هم پرهیز می کنه . با استدلال خوبی هم این اعتقاد مسیحیت که " مسیح فرزند خداست" را رد می کرد. خلاصه دیشب غوغایی بود که نگو . آخرش هم این نگهبان خوابگاه اومد به ساعتش اشاره کرد که یعنی دهن مبارک را سرویس کردید با این سر و صدایتان .
