تبليغاتX
حرفی برای گفتن - حاشیه های یک سفر پر مخاطره ( سفر به عتبات عالیات3)

2009/4/13

حاشیه های یک سفر پر مخاطره ( سفر به عتبات عالیات3)

از طرف مقامات عراقی و به دلیل مسائل امنیتی اقامت شبانه زائرین در دو شهر سامرا و کاظمین توصیه نمی شود . به همین دلیل معدود کاروان هائی که به این دو شهر می روند معمولا حوالی شب به کربلا یا نجف مراجعت می کنند و بسیاری از کاروان ها ی زیر نظر حج و زیارت هم توفیق زیارت سامرا و کاظمین را پیدا نخواهند کرد . ما صبح روز ۱۲ فروردین ساعت ۵ صبح از کربلا به سمت سامرا حرکت کردیم . قرارمان بر این بود که در همان روز به کاظمین هم برویم . شهر سامرا در ۱۲۴ کیلومتری شمال بغداد است و در سمت شرق رود دجله قرار دارد .حوالی ساعت ۱۰ صبح به سامرا رسیدم برخلاف اسمش که " سر من رای " به معنای " هر که آن را ببیند شاد می شود " با یک شهر مرده و نفرین شده مواجه شدیم . پس از انفجار خرداد ۸۶ مسیر جاده هفتصد تا هشتصد متری از جاده اصلی تا حرمین عسگری ( امام هادی و امام حسن عسگری ع) با دیوارهای بتنی با ارتفاع چهار پنج متری  پوشیده بود و کلیه ساختمان ها تا شعاع چند کیلومتری تخلیه شده بود . حرم در حال بازسازی است و گنبد آن ترمیم شده است اما شدت انفجار به گونه ای بوده است که بعید می دانم تا ۱۰ سال دیگر به اتمام برسد . از ضریح امامان خبری نیست و تنها یک حجم چوبی مکعبی پوشیده با پارچه ای سبز به جای ضریح قرار دارد . سرداب مقدس منصوب به امام زمان با وجود قرار داشتن در عمق سه چهار متری زمین نیز به شدت آسیب دیده و تمامی کاشی کاری ها و گچ بری های آن فرو ریخته است . در یک کلام آدم دلش می تکد از وجود این دو امام معصوم در این شهر نفرین شده .

نماز ظهر را می خوانیم و ساعت یک به سمت کاظمین محل حرمین امام موسی کاظم و امام محمد جواد (ع) حرکت می کنیم کاظمین در چند کیلومتری حومه بغداد است که بیشتر محل سکنای شیع نشینان پایتخت است . ساعت ۵ بعد از در بدو ورود به شهر به یگان تفتیش مستقر در محل برخورد می کنیم که برخی از سربازانش از آن بعثی های حرام زاده هستند نزدیک به دو ساعت بی خود و بی جهت کاروان را سر پا نگه می دارند تا اجازه ورود به شهر بدهند . با رفتارهائی توهین آمیز و زننده . کمی که از ترافیک اطراف حرم فارغ می شویم نمای دو گنبد طلای کنار همدیگر نمایان می شود . بلوار ورودی حرم عجیب آدم را یاد ورودی حرم امام رضا (ع) در مشهد می اندازد . حداقل برای من که این طور بود . ورودی حرم صحن  و ضریح امامان موسی کاظم و محمد جواد (ع) از بزرگترین صحن ها و ضریح هائی است که تاکنون دیده ام و داخل صحن ها از سیستم بهداشتی و نظافت خوبی برخوردار است . قرار است بعد از نماز و زیارت ساعت هشت و نیم به اتوبوس ها برگردیم تا به سمت کربلا حرکت کنیم ولی این حمله دار مداح ما ( که خدا می داند من چقدر از این آدم ریا و تزویر دیدم در این سفر ) یاد مداحیش افتاده و باز هم روضه امام حسین را می خواند در حرمین نوادگان حضرت و چقدر بی سلیقه . آقایان حتی حاضر نیستند بروند کمی مطالعه کنند در مورد زندگانی امامان دیگر تا هر جا و هر لحظه هی مجبور نشوند بزند به صحرای کربلا ... بگذریم ! این مداحی تا ساعت ۱۰ شب طول کشید . و ما اتوبوس سوار ساعت ده و نیم در ورودی شهریم که نگو بر اساس مقررات امنیتی هر کاروانی که تا ساعت هشت و نیم از کاظمین خارج شد که شد در غیر اینصورت اجازه خروج از شهر را تا ساعت ۴ صبح نخواهد داشت . نه راه پس داریم و نه راه پیش با یک مشت پیر مرد و پیر زن و بچه کوچک . و اصرار از حمله دار که باید برویم به سمت کربلا برای فرار از نپرداختن هزینه های اضافه ای مثل هتل . بالاخره با پرداخت رشوه ای به افسر مربوطه از دروازه خارج می شویم که در چند کیلومتری بغداد اولین ایست بازرسی متوقفمان می کند و کنکاش که ما ساعت دوازده شب وسط بیابان چه می کنیم و از ماهم هی توجیه پشت توجیه و از او هم با بد اخلاقی اصرار که باید برگردید . در این میان پس از یک ساعت مجادله یک گشتی آمریکائی سر رسید و قبول کرد تا کربلا اتوبوس ها را اسکورت کند و به قائله خاتمه داد . صبح ساعت ۷ به کربلا رسیدیم که یکی از دوستان خبر داد در نزدیکی حرمین در سامرا و کاظمین انفجارهای صورت گرفته و تعدادی کشته و زخمی داشته است (ادامه دارد .... ) .

نوشته شده توسط در 10:15 |  لینک ثابت   •